تبلیغات
مهندسی کنترل - مطالب مرتضی قندی

مهندسی کنترل

جهت درج تبلیغات در پر بیننده ترین وبلاگ مهندسی کنترل با ما تماس بگیرید...

پنجشنبه 6 دی 1397

نکات مهم درباره سنسورهای دما

نویسنده: مرتضی قندی   

نکات مهم درباره سنسورهای دما

سنسورهای دما یکی از پرکاربردترین تجهیزات و سنسورهای صنعت میباشد که تقریبا تمام مهندسینی که در زمینه ابزاردقیق و اتوماسیون صنعتی فعالییت میکنند باید این سنسورها را بشناسند،نقاط قوت و ضعف آنها را بدانند و با راه اندازی و اتصال آنها به نمایشگر،ترانسمیتر و سیستم های کنترل آشنا باشد.سنسورهای دما در تمام صنایع اعم صنایع نفت،گاز،پتروشیمی،ریخته گری،غذایی،شیمیایی،آجر و سرامیک و صنایع های کوچک تر کاربرد بسیار فراوانی دارد.از موارد مهمی که باید به آن اشاره کرد شناخت در حوزه سنسور ها می باشد که زمانی یک شخص قدرت انتخاب سنسور مناسب برای یک پروسه را دارد که آشنایی و تجربه بسیار خوبی در مورد سنسورهای دما و روش های اندازه گیری دما داشته باشد.


اندازه گیری دما توسط سنسورهای دما

 

سنسورهای دما و ۱۵ سوال مهم درباره آنها

۱- برای اندازه گیری دما از چه ابزارهایی میتوان استفاده کرد؟

  • ترمومتر
  •  نمایشگرهای بیمتال
  •  ترموکوپل
  •  RTD ها
  •  پایرومتر

 

۲- سنسورهای استاندارد اندازه گیر دما کدام مدل هستند؟

  • ترموکوپل ها
  • RTD  ها

 

۳- فرمول تبدیل فارانهایت به سانتی گراد را بنویسید؟

Deg C =  ( Deg F – ۳۲ ) / ۱٫۸

۴- تفاوت مابین سانتی گراد با سلسیوس چیست؟

در واقع هر دو یکسان هستند،سلسیوس بیشتر در موارد فنی و تخصصی به کاربرده می شود.و به صورت ساده تر کلمه سانتی گراد یک قسمت از صد قسمت تقسیم شده بین دمای یخ زدن و جوش آمدن آب هست که دمای یخ زدن را صفر درجه سانتی گراد و دمای به جوش آمدن آب ۱۰۰ درجه سانتی گراد نامیده میشود.

۵- ترموکوپل چیست و چگونه کار میکند؟

هنگامی که ۲ فلز غیر همجنس به یکدیگر متصل شوند که این اتصال میتواند به صورت تابیدن و جوش دادن ۲ فلز غیر همجنس به یکدیگر باشد، که به سر متصل شده اتصال گرم و سر انتهایی این ۲ فلز اتصال سرد گفته می شود،اتصال سرد به سیستم کنترلر و اندازه گیر متصل میشود و اتصال گرم در واقع در محلی که قصد اندازه گیری دمای آن نقطه را داریم نصب میشود.

زمانی که اختلاف دمایی ما بین قسمت اتصال گرم و اتصال سرد باشد به میزان اختلاف دما در دو قسمت ترموکوپل در قسمت اتصال سرد ولتاژی در حد میلی ولت ایجاد میشود.میزان ولتاژ تولید شده به چند عامل مثل مقدار دما و جنس ترموکوپل دارد.

ترموکوپل

ترموکوپل

 

۶- محدوده اندازه گیری ترموکوپل های مختلف چقدر است؟

مس و کنستانتن                   ۰ تا ۳۰۰ درجه سانتی گراد

آهن و کنستانتن                   ۰ تا ۶۰۰ درجه سانتی گراد

کروم – آلومینیوم                 ۰ تا ۱۲۰۰ درجه سانتی گراد

پلاتینیوم – پلاتینیوم رودیوم     ۰ تا ۲۰۰۰ درجه سانتی گراد

 

۷- نام کابلی که برای اتصال ترموکوپل به سیستم های اندازه گیری به کاربرده می شود چیست؟

کابلی که ما بین ترموکوپل و سیستم های کنترلر و اندازه گیر قرار دارد ،کابل جبران ساز یا compensating cable نام دارد.

 

۸- جبران سازی اتصال سرد چیست؟

جبران سازی اتصال سرد در اندازه گیری دما توسط ترموکوپل کاربرد دارد و فقط هم برای سنسورها ترموکوپل این اتفاق می افتد.این خطای اندازه گیری معمولا به اندازه دمای نقطه اتصال که دمای اتاق یا دمای محیط می باشد.مقدار ولتاژ خروجی ترموکوپل متناسب با اختلاف دمای بین اتصال گرم و اتصال سرد می باشد که اتصال سرد دمای اتاق کنترل و محیط است.بدون جبران سازی دمای اتصال سرد،میزان دمای اندازه گیری شده کلی اشتباه می باشد.که برای جبران سازی مقدار دمای اتصال سرد چندین روش وجود دارد.

  1. کم کردن عدد ثابت از عدد کلی دما مثلا  ۲۵ درجه از دمای کلی کم نماییم
  2. استفاده از سنسور دما در محل اتصال و کسر کردن همان مقدار از دمای کلی

 

۹- RTD چیست و چگونه کار میکند؟

کلمه RTD  مخفف Resistance Temperature Detector  میباشد که به معنی دتکتورهای مقاومتی دما است که در واقع یک مقاومت با ضریب دمایی مثبت بوده که با تغییرات دما میزان مقاومت آن به صورت کاملا خطی تغییر می کند.

 

۱۰- Pt100 چیست؟چرا این نام را برای آن انتخاب کرده اند؟

یک نوع از RTD ها محسوب می شود که به دلیل اینکه در دمای ۰ درجه سانتی گراد مقدار مقاومت آن ۱۰۰ اهم بوده عدد ۱۰۰ را روبروی حروف PT قرار داده اند و pt هم مخفف پلاتینیوم می باشد.PT100 از معروفترین و پرکاربردترین سنسورهای دمای داخل بازار و صنعت می باشند

 

۱۱- مزایا و معایب RTD نسبت به ترموکوپل چیست؟

  1. دقت اندازه گیری RTD ها در دماهای پایین ۲۰۰- تا ۲۰۰+ درجه سانتی گراد  بسیار بالا هست.
  2. قیمت RTD ها نسبت به ترموکوپل ها گرانتر است و بازه دمایی آنها از ترموکوپل کمتر است.

 

۱۲- چرا در سطح فیلد از RTD ها سه سیمه استفاده میکنند؟

به دلیل اینکه RTD  ها مقاومتی می باشند لذا با افزایش طول سیم مقدار دمای اندازه گیری شده با خطا بوده از این رو برای جبران مقاومت خط از RTD های سه سیمه استفاده میکنند که بهترین روش استفاده از پل وتستون در سیستم اندازه گیری می باشد.

 

۱۳– بی متال چیست؟چگونه کار میکند؟

در بی متال از ۲ فلز که ضریب حرارتی متفاوتی دارند استفاده شده است،وقتی این ۲ فلز را به بچسبانید  و به آن حرارت بدهید متوجه می شوید که این فلز ها به سمت فلزی که ضریب حرارتی کمتری دارد خم شده است و با استفاده از این اصل در سیستم های اندازه گیری حرارت پایین سنسورهایی را می سازند که میتوان به نمایشگر های دما و یا همان گیج دما اشاره کرد.

مثال بسیار ساده تر بیمتال را میتوان در کلید های حرارتی قدرت و محافظ موتور های الکتریکی مشاهده کرد که چقدر هوشمندانه از آن در صنعت استفاده های مفید داشته اند.

 

۱۴- NTC چیست و تفاوت آن با RTD  در چیست؟

NTC که مخفف negatieve temperatuur coefficient بوده در واقع مقاومتهای حرارتی با ضریب منفی می باشند یعنی با افزایش دما مقدار مقاومت آنها کم میشود.NTC ها معمولا اگر به عنوان سنسورهای دما بخواهند استفاده شوند دارای مقاومت های زیادی نسبت به RTD ها می باشند.برای مثال ما NTC موجود در صنعت ۱۰ کیلواهم داریم البته مقادیر دیگر هم موجود بوده است.

تفاوت NTC با RTD در ضریب حرارتی مثبت و منفی آنها بوده که این ضریب در RTD ها مثبت و در NTC ها منفی می باشد.

نکته :RTD ها در واقع همان PTC ها هستند.

 

۱۵- در هنگام خرید سنسورهای دما باید به چه نکاتی توجه کنیم؟

  1. مقدار دمای اندازه گیری شده
  2. انتخاب مناسب سنسور با توجه ب کنترلر
  3. انتخاب مناسب غلاف
  4. انتخاب نوع خروجی سیگنال
  5. فاصله سنسور تا کنترلر


منبع: گروه تخصصی کنترل و ابزار دقیق ICESI

نظرات() 

پنجشنبه 6 دی 1397

آموزش مقدماتی PID

نویسنده: مرتضی قندی   

کنترل PID چیست ؟

مرتضی قندی

کارشناس مهندسی برق- کنترل

1-   انواع کنترل فیدبک :

1-1-       کنترل کننده دو وضعیتی On/Off

عملکرد این نوع کنترل کننده به این صورت است که خروجی فرایند، اندازه گیری و سپس با مقدار مطلوب مقایسه میگردد اختلاف این دو مقدار، خطای سیستم کنترل است که در صورت مثبت بودن آن،  سیستم کنترل قویترین فرمان را به فرآیند میفرستد و اگر خطا منفی باشد ضعیف ترین فرمان را ارسال خواهد کرد.  یعنی عملکرد آن مثل سوییچ روشن و خاموش است و سیگنال یا فرمان کنترل بین دو مقدار یعنی حد بالا و حد پایین تغییر خواهد کرد.

یکی از مشکلات این سیستم آن است که  مقدار خروجی مورد نظر در حداقل زمان ممکن به مقدار مطلوب میرسد اما در آن باقی نمی ماند زیرا فرمان کنترل در این زمان به مقدار حداقل باز میگردد و موجب کاهش مجدد خروجی میگردد تا زمانی که مجدد فرمان کنترل تشدید شود.بنابراین خروجی همواره اطراف یک مقدار در حال نوسان میباشد. به عنوان مثال فرض کنید سطح سیال یک مخزن توسط یک شیر (با موقعیت باز یا بسته)کنترل میشود دراین صورت همیشه سطح مخزن درمحدوده مقدار مطلوب در نوسان میباشد.

اگرچه اغلب این کنترل کننده در صنعت برای فرایندهای ساده استفاده میشود ولی یک کنترل کننده پیوسته نیست یعنی تابع عملکرد پیوسته ای ندارد و با تغییر بسیار کوچکی در خطا، خروجی تغییر زیادی میکند و لذا در بسیاری از کاربردهای کنترلی قابل اجرا نیست.

 

1-2- کنترل کننده تناسبی ( Proportional Controller )

در کنترل کننده تناسبی، سیگنال کنترل به این صورت ساخته میشود که سیگنال خطا در یک ضریب ثابت ضرب شده و فرمان کنترل تولید میگردد:

در این نوع کنترل کننده قوی ترین فرمان کنترل یا بیشترین مقدارu(t)  هنگامی خواهد بود که خروجی صفربوده و فاصله زیادی از نقطه مطلوب داشته باشد و ضعیف ترین فرمان نیز وقتی صادر میشود که خروجی به مقدار مطلوب برسد، ولی در این حالت به دلیل صفر شدن خطا فرمان کنترل متوقف خواهد شد.

نتیجه آنکه در کنترل کننده تناسبی نمیتوان به نقطه مطلوب رسید و خروجی پس از مدتی، نزدیک نقطه تنظیم و با توجه به ضریب تناسبی ثابت خواهد ماند. بنابراین کنترل P  یا کنترل کننده تناسبی فقط بر اساس وضعیت جاری سیگنال خطا عمل خواهد کرد.

1-3-کنترل کننده انتگرالی (Integral Controller )

کنترل کننده انتگرالی معادله ای به شکل زیر دارد:

این کنترل کننده اساسا از تغییرات گذشته تا به حال خطا انتگرال گیری نموده و نتیجه را در ضرایبی ضرب کرده و فرمان کنترل را صادر میکند.یکی از مزایای این نوع کنترل کننده آن است که هنگام صفر شدن خطا مقدار u  را صفر نمیکند زیرا بیش از آنکه تابع u به مقدار جاری خطا توجه کند تابعی از سطح زیر منحنی مقادیر زمان گذشته خطای e  میباشد و این یک خصوصیت مهم است چرا که می تواند خطای حالت ماندگار سیستم را حذف کند و این کنترل کننده بر اساس تاریخچه خطا تصمیم گیری میکند . یعنی تصمیم گیری بر اساس تجربه گذشته تا حال است و نه بر اساس وضعیت جاری یا جهت گیری آینده خطا.

کنترل انتگرالی میتواندکارایی سیستم کنترل را بهبود بخشد و در رسیدن خروجی به مقدار مطلوب کمک کند ولی موجب تضعیف پایداری نسبی سیستم خواهد شد. این به علت دینامیک خاص این کنترل کننده است که وارد سیستم حلقه بسته میشود.

1-4-کنترل کننده مشتق گیر ( Derivative Controller  )

کنترل کننده مشتق گیر معادله ای به شکل زیر دارد:

در این جا Td زمان مشتق گیری نامیده میشود. مشخص است که کنترل کننده D   شیب تغییرات خطا را محاسبه میکند.بنابراین قوی ترین فرمان کنترل وقتی صادر میشود که سریعترین تغییرات ناگهانی در خطا اتفاق بیافتد و ضعیف ترین فرمان یا صفر زمانی صادر میشود که خطا تقریبا ثابت باشد. حال اگر خطا دارای نویز باشد عملگیر مشتق دچار سردرگمی شده و نمیتواند تصمیم صحیح را بگیرد. بنابراین میتوان گفت تصمیم گیری کنترل D بر اساس جهت گیری آینده خطا است( یا پیش بینی رفتار سیستم در آینده) و نه براساس وضعیت جاری یا گذشته خطا.

معمولا کنترلD  با ترکیبی از کنترل تناسبی، انتگرالی یا هردو بکار میرود تا پایداری سیستم را بهبود بخشد.

مزایا و معایب هر کدام از این کنترل کننده ها آورده شده است:

 

مزایا

معایب

P

سریع، ساده و ارزان میباشد

خروجی را نمی تواند به مقدار نهایی مطلوب برساند، تصمیم ها بر اساس خطای لحظه ای است.

I

خروجی را به مقدار نهایی مطلوب میرساند، به نویز یا تغییرات ناگهانی حساس نیست,بر اساس تاریخچه خطا عمل میکند

خیلی کند است،پایداری سیستم را کاهش میدهد،ساده و ارزان نیست.

D

خیلی سریع است، سیستم را پایدار میکند

خروجی را نمی تواند به مقدار نهایی مطلوب برساند، به نویز حساس است، ساده و ارزان نیست

 

 

1-5- کنترل کننده PID (Proportional- Integral-Derivative controller)

با توجه به نقاط قوت و ضعف کنترل کننده های فوق در بسیاری از اوقات به تنهایی به کار نمیروند و غالبا به صورت ترکیبی از آنها استفاده می شود تا نقاط ضعف یکدیگر را پوشش دهند.کامل ترین ترکیب آنها کنترل کننده PID  است که در آن هر کدام از کنترل کننده های P و I و D به شکل موازی با هم قرار میگیرند و سپس هر سه فرمان با احتساب ضریب تاثیر گذاری هر کدام با یکدیگر جمع شده و به ورودی فرایند اعمال می شوند.

کنترل کننده PID  بر اساس فیدبک عمل می کند. خروجی یک دستگاه یا یک فرایند اندازه گیری و با یک هدف یا set point مقایسه می شود. اگر اختلافی شناسایی شود، میزان اصلاح محاسبه و اعمال می شود. خروجی دوباره اندازه گیری و هر گونه اصلاح مورد نیاز مجدد محاسبه می شود.

PID شامل سه جزء تناسبی (proportional)، انتگرال (Integral) و مشتق گیر (Derivative) می باشد. همه کنترلرها از هر سه این توابع ریاضی استفاده نمی کنند. بعضی از فرایندها را می توان در سطح قابل قبولی تنها با توابع تناسبی و انتگرال گیر کنترل کرد. با این حال یک کنترل خوب و به طور اخص بدون overshoot نیازمند اضافه شدن تابع مشتق گیر است. ( توجه داشته باشید به همین دلیل است که در بسیاری از کنترلرها با وجود اینکه از پردازنده جهت کنترل دما استفاده می شود، همچنان مقداری نوسان و یا فراجست دمایی دیده شده و بطور کامل ثبات حرارتی ایجاد نمی کنند.)

در کنترل تناسبی ضریب تصحیح با میزان اختلاف بین set point و مقدار اندازه گیری شده، تعیین می شود. اشکال در این است که این تفاوت به صفر نزدیک می شود و برای اعمال اصلاح با توجه به نتیجه، خطا هیچ وقت صفر نمی شود.

تابع انتگرال این طور عمل می کند که با در نظر گرفتن میزان خطا، هر چقدر تفاوت  set point با مقدار اندازه گیری شده بیشتر باشد، ضریب تصحیح بزرگتری محاسبه می شود. البته وقتی تاخیر در پاسخ به اصلاح وجود داشته باشد، overshoot ایجاد می شود و احتمالاً منجر به نوسان نسبت به نقطه تنظیم می شود. اجتناب از این اتفاق، هدف تابع مشتق گیر است. 

کنترلرهای دمایی وظیفه مقایسه مقدار دمای واقعی فرایند انجام شده با مقدار Set Point و همینطور فرمان به هیتر جهت تنظیم دما را دارند. در کنترلرهای سنتی ترموستات های مکانیکی و یا الکترونیکی تنها با قطع و وصل کردن در محدوده set، دما را کنترل می کنند. با ظهور میکرو کنترلرها و استفاده متنوع از آن در صنایع، روش های نوینی جهت کنترل دما طراحی شده است که یکی از مهم ترین و به روز ترین این روش ها "PID  کنترلر" می باشد.


PID کنترلر با استفاده از سه متغیر تناسبی، انتگرال و مشتق گیر، دما را کنترل می کند که کمک به سزایی درثبات حرارتی و یکنواخت گرم شدن محفظه می کند. در این روش پارامترهایی مانند (overshoot) و نوسان دما (temperature variation) بسیار کاهش می یابد.

فرایندهای گرمایشی نمونه ای از نیاز به کنترلرPID  هستند. برای اطمینان از کیفیت پایدار محصول، دمای داخل محفظه دستگاه (chamber) می بایست در یک محدوده باریکی نگه داشته شود. زمانی که یک محصول اضافه و یا خارج شده است و یا هنگامی که شیب حرارتی اعمال شود، اختلالی در روند کار ایجاد می شود که باید به طور دقیق مورد توجه و کنترل قرار گیرد.

اگرچه مفهوم PID به ظاهر ساده می رسد، اما زیربنای محاسبات کنترل PID پیچیده و دستیابی به عملکرد مطلوب، مستلزم تعیین مقادیر فرایندهای خاص برای طیف وسیعی از پارامترهای تاثیرگذار بر هم است.

فرایند یافتن این مقادیر، تیونینگ (tuning) نام دارد. هنگامی که کنترلر حرارت PID به طور مطلوب tune شود، انحراف از نقطه تعیین شده (set point) به حداقل رسیده و به عوامل ایجاد اختلال و یا تغییرات نسبت به set point ، با حداقل فراجست (overshoot) ، سریعاً پاسخ خواهد داد.

این مقاله چگونگی tune کردن یک کنترلرPID را معرفی می کند. با اینکه بسیاری از کنترلرها توانایی tune کردن اتوماتیک را دارند، فهم نحوه tuning  ، در به دست آوردن عملکرد مناسب کمک می کند.

روش های tuning کنترلر PID :

هر فرایندی دارای ویژگی های منحصر به فردی است. حتی وقتی تجهیزات در اصل و پایه یکسان باشند. جریان هوا در اطراف آون متفاوت خواهد بود، دمای محیط ممکن است تغییر کند، چگالی هوا و فشار هوا ممکن است ساعت به ساعت تغییر داشته باشد و یا حتی نوع بارگذاری و تعداد دفعاتی که نیاز است درضمن کار درب دستگاه باز شود. بنابراین تنظیماتی برای PID باید انتخاب شوند که با این تغییرات محیطی و تنوع در استفاده وفق پیدا کند. 

روش های انجام Tuning :

§ تنظیم دستی (Manual tuning)

§ تنظیم خودکار (Auto tune)

تنظیم دستی (Manual Tuning):

غالباً فرایندها بسیار پیچیده هستند اما با برخی از اطلاعات، بخصوص در مورد سرعتی که با آن به اصلاح خطا پاسخ داده می شود، این امکان وجود دارد که یک سطح ابتدایی از tuning به دست آید. این روش بیشتر بر مبنای تجربه بدست میآید.

تنظیم خودکار (Auto Tune):

در اکثر کنترلرهای پیشرفته جدید دارای Auto tuning می باشند که جزئیانت عملکرد بین تولید کننده ها، متفاوت است اما همه قوانینی را  دنبال میکنند که پیش از این توضیح داده شد. اساساً کنترلر " می آموزد " که چطور فرایند به یک اختلال یا نویز یا تغییر در set point پاسخ دهد و تنظیمات PID مناسب را محاسبه کند. در مورد یک کنترلر گرما وقتی Auto Tune (تنظیم خودکار) انتخاب می شود، کنترلر یک خروجی را فعال می کند. کنترلرهای جدیدتر و پیچیده تر، ترکیبی از منطق فازی با قابلیت تنظیم خودکار هستند. این یکی از راه های مقابله با عدم دقت و غیر خطی بودن را فراهم می کند.

کاربردهای متداول کنترلر PID:

در کلیه سیستم هایی که می بایست تغییرات دما در حد صفر باشد و اختشاش های خارجی روی سیستم تاثیر نداشته باشد بایستی از کنترلر PID   استفاده کرد. مانند صنایع دارویی، صنایع تولید شیشه , کوره های آجر پزی و ...علاوه بر فرایندهای گرمایی، در سیستم های کنترل میزان جریان سیالات، کنترل سیستم های حرکتی و موارد دیگر، PID کنترلرها بسیار پرکاربرد و مفید می باشند.

ویژگی‌های کنترل PID:

کنترل P :

میزان عملیات تولیدی را با انحراف متناسب می‌سازد. اما شما نمی‌توانید فقط با استفاده از کنترل P، انحراف را روی صفر تنظیم کنید.

کنترل I:

میزان عملیاتی را ایجاد می‌کند که با انحراف ترکیب می‌شود.و برای هماهنگی مقدار بازخورد با مقدار هدف بکار می‌رود.
به‌هرحال، کنترل I برای تغییرات سریع مناسب نیست.

کنترل D:

میزان عملیاتی را ایجاد می‌کند که از انحراف به دست آمده باشد و می‌تواند بلافاصله نسبت به تغییرات سریع واکنش نشان دهد.

نحوه تنظیم ضریب P  :

بهره P یک مقدار متناسب است.
مقدار انحراف با نسبت فعال‌سازی سیستم کنترل افزایش خواهد یافت.

 

نتیجۀ تنظیم ضریب  P:

 

 

نحوه تنظیم ضریب  I:

ضریب  I، زمان انتگرال است. اگر لرزش با سیکل بلندتری نسبت به زمان انتگرال اتفاق بیفتد، عملیات انتگرال بسیار قدرتمند خواهد بود. طولانی شدن زمان انتگرال، میزان لرزش را فرو می‌نشاند.

چگونگ

نظرات() 

یک یادداشت بامزه برای آشنایی با روش های کنترل روشن/خاموش و PID

کنترل فرآیند، بعضی وقت ها حقیقتا کاری دلهره آور است. یکی از اموری که ممکن است به عنوان یک مهندس کنترل فرآیند با آن مواجه شوید، کار کردن با کنترل کننده های On/Off  و PID است. مدت ها بود که قصد داشتیم یادداشتی با این مضامین در اتوماسیون زد منتشر کنیم که خیلی هم از نظر فنی پیچیده نباشد. خوشبختانه این فرصت دست داد تا در یادداشت امروز هر دو روش کنترل روشن/خاموش و کنترل PID را تشریح کنیم. این روش نگارش در اصل یک مثال ساده است که در آن از بیان ریاضیات صرفنظر کرده ایم.

 

روش کنترل On/Off را می توان در کنترل دما استفاده نمود. در منزل یا محل کار اغلب ما معمولا یک دستگاه کنترل کننده دما وجود دارد که از روش کنترل روشن/خاموش استفاده می کند. زمانی که دما پایین تر از مقدار تنظیم شده (SV) است، سوییچ خروجی دستگاه روشن میشود. خروجی روشن مانده و دمای خانه را بالا می برد تا اینکه مقدار کنونی دما (PV) دما به مقداری بالاتر از  set value یا SV برسد. در این نقطه، خروجی خاموش می گردد. دمای خانه به این روش به شکل ثابتی در یک سیکل کاری کنترل میشود. به این مفهوم که دمای خانه یا محل کار شما با روش کنترل On/Off تنها به میزان چند درجه تغییر خواهد کرد.

 

sine_wave

 

ما میتوانیم این سیکل کاری را همانند یک موج سینوسی که در بالا دیده میشود، ترسیم کنیم. setpoint یا SV در وسط قرار دارد. با گذر زمان خروجی خاموش و یا روشن میشود. در روش کنترل ON/OFF  ما نمی توانیم دقیقا به مقدار Set-point Value رسیده و همانجا باقی بمانیم . در عمل مدام در اطراف نقطه SV نوسان خواهیم کرد.

اجازه بدهید یک جور دیگر آن را توضیح بدهیم

 

Control On Off

 

فرض کنید در حال رانندگی یک اتوموبیل هستید که تنها می توانید از  پدال های گاز کامل و ترمز کامل استفاده کنید. با فشار بر پدال گاز کامل به سمت جلو میرانید تا اینکه به تابلو STOP برسید، در خط تابلو STOP از پدال ترمز کامل استفاده می کنید. طبیعتا از تابلو STOP عبور خواهید کرد و در نهایت به طور کامل متوقف میشوید. می خواستید روی خط بایستید ولی حالا کمی جلوتر رفته اید. اکنون اتوموبیل را روی دنده عقب قرار دهید و پدال گاز کامل را فشار دهید تا به خط STOP برسید. در این لحظه پدال ترمز کامل را فشار دهید،. اتفاق دفعه قبل دوباره تکرار میشود و شما قادر به توقف در روی خط تابلوی STOP نخواهید شد. این پدیده چیزی مثل روش کنترل ON/OFF است.

اگر می خواستیم کمی این روش کنترل را بهبود ببخشیم می توانستیم یک هیسترزیس (hysteresis) تعیین کنیم. هیسترزیس یا Dead Band  در حقیقت محدوده ای است که در آن هیچ اتفاقی نمی افتد. این محدوده می تواند همان مسافتی که در هر دو سمت خط Stop جابجا شده ایم ، در نظر گرفته شود.

 

Control On Off with Deadband

 

در صورتی که نیاز داشته باشیم تا با دقت بیشتری در نقطه تابلو Stop توقف کنیم، می توانیم روش کنترل دیگری را معرفی کنیم. PID یک منطق کنترل مبتنی بر زمان است. در این روش به یک پریود  کنترل (CP) نگاه میشود و تعیین میگردد که گام بعدی چه چیزی باشد. برای مثال، در یک کاربرد کنترل دما، پریود زمانی کنترل 20 ثانیه خواهد بود. در یک کاربرد شیر سروو (Servo Valve)، این دوره زمانی می تواند 1 ثانیه باشد. در ادامه با استفاده از مثال اتومبیل ، نگاهی به هر کدام از روش های کنترل PID می اندازیم. لطفا در ادامه مطلب همراه ما باشید.

 

 

کنترل تناسبی  Proportional Control 

استفاده زیاد از این روش مقدار خطا را افزایش می دهد. هر چه که به نقطه ای نزدیک تر به set point برسیم، پریود کنترل (Control Period) برای یک دوره زمانی باید طولانی تر  در نظر گرفته شود.

 

Control Proportional

 

در مثال ما اتومبیل می تواند ترمز ها را با بکارگیری روش تناسبی به صورت زمان های بلند و بلند تر پیش از اینکه به خط تابلو Stop برسد، استفاده کند. اگر که از خط تابلو Stop عبور کرد، اتوموبیل باید متناسب با مسافتی که از خط عبور کرده، ترمز طولانی تری بگیرد. این کار را کنترل تناسبی می گویند و در صنعت پارامتر مربوط به آن را با حرف P نشان میدهند.

کنترل انتگرالی Integral Control

استفاده از روش کنترل تناسبی سبب میشود که همیشه در محدوده پایین تر از نقطه set point باشیم. بنابراین به روشی احتیاج داریم تا ما را بر روی setpoint واقعی قرار داد. اینجاست که از روش انتگرال گیری کمک میگیریم. نکته جالب توجه اینکه  روش کنترل PI یکی از رایج ترین روش های کنترل در صنعت به شمار می آید.

 

Control Intregral

 

برگردیم به همان مثال خودمان، اتوموبیل فوق دارد با دنبال کردن خطوط وسط در طول جاده طی مسیر می کند. اگر که فقط از کنترل تناسبی استفاده کنیم قطعا در خارج از جاده در میان چاله ها و یا نهرهای طرفین جاده به رانندگی ادامه خواهیم داد. کمک گرفتن از کنترل انتگرالی سبب می شود که در مسیر صحیح حرکت کنیم  و خودمان را نزدیک به خطوط وسط جاده باقی نگه داریم.

کنترل مشتقی Derivative Control

این حالت از کنترل به نرخ تغییرات توجه میکند و سیستم کنترل را طوری تطبیق میدهد تا ما را به Set Point بازگرداند. به خاطر داشته باشید که همه چیز به control period که یک بازه زمانی است، بستگی دارد. روش کنترل PI (تناسبی+انتگرالی) بر این واقعیت متکی است که در فرآیند کنترل همه چیز ثابت باقی بماند. پارامتر مشتق گیر D  زمانی به کمک می آید که در طول زمان، تفاوت هایی در شرایط به وجود بیاید.

 

Control Differential

 

در مثال کنترل اتومبیل،  همچنان که اتوموبیل از تپه بالا می رود و از آن پایین می آید، فانکشن مشتق گیر به طور پیوسته و مداوم تنظیم میشود. در زمانی که یک مسیر صاف و مسطح را رانندگی میکنیم، کنترل مشتقی کار زیادی انجام نمی دهد.

 

 

تصویری از کنترل کننده PID دما

با انتشار “یک یادداشت بامزه برای آشنایی با روش های کنترل روشن/خاموش و PID ” سعی کردیم تا بدون ذکر هیچ یک از مباحث تئوری کنترل PID و  فرمول های ریاضی آن، یک مثال کنترلی پایه را تشریح کنیم. امیدواریم این یادداشت در فهم بهتر سیستم های کنترل PID که قطعا دیر یا زود در حرفه شغلی تا با آن مواجه خواهید شد، مفید بوده باشد. اگر چنین است میتوانید این مطلب را با ذکر نام اتوماسیون زد برای دیگران بفرستید و ما را در انتشار آن یاری کنید.



منبع : اتوماسیون زد

نظرات() 

شنبه 24 اسفند 1392

EPC چیست؟

نویسنده: مرتضی قندی   طبقه بندی: مقالات مهندسی برق، 

EPC چیست؟

پروژه های مهندسی, تدارک, ساخت (EPC):

EPC در واقع سرنام این واژگان است: Engineering/procurement/construction که به سادگی می توان آنرا به مهندسی، تامین کالا و ساخت و اجرا تعبیر کرد.

نام دیگری است که معادل همان پروژه کلید در دست در نظر گرفته میشود .در چنین پروژه هایی تمام فعالیت های لازم برای اجرای پروژه از مرحله طراحی ومهندسی تا تدارکات وساخت نهایی بر عهده یک پیمانکار گذاشته میشود .پیمانکاران عمومی وپروژه های TURN-KEY در همه ی صنایع ودر اندازه های متفاوت وجود دارند.

البته قرارداد EPC به همین مطالب خلاصه نمی شود. چنین نیست که اگر اصول مهندسی، تامین کالا و اجرا را بدانیم، آنگاه بتوانیم پروژه را به صورت EPC اجرا کنیم. همچنین نمی توان با قرار دادن سه منبع گوناگون مهندسی، تامین کالا و اجرا در کنار هم EPC به انجام رساند.

مسلما این مقوله، عمیق تر و فراتر از کنار هم قرار گرفتن این سه واژه است. ترکیب یا در هم آمیختن عملیات فنی، طراحی، اجرایی، و تامین کالا، چنان پیچیده است که می توان به اندازه پایان نامه های دانشگاهی درباره آن مطلب نوشت.

ترکیب عملیات، اداره کردن، تحویل به موقع با هزینه پیش بینی شده و با در نظر گرفتن ریسک ها در محدوده هر قرارداد مفهومی جز مدیریت ندارد.

 

تاریخچه‌ قراردادهای‌ EPC

استفاده‌ از شرایط‌ قراردادهای‌ تیپ‌ فیدیك‌ در سازمان‌ برنامه‌ و بودجه‌ سابق‌، با اخذ وام‌ از بانك‌جهانی‌ در دهه‌ 40خورشیدی‌ (برابر با 61 - 1960 میلادی‌) شروع‌ شد و با ترجمه‌ كتاب‌ قرمز به‌ فارسی‌، مورد استفاده‌ قرار گرفت‌. این‌ قراردادها تا سال‌ 1990 در دنیا متداول‌ بود.

در سال‌ 1990 (خرداد 1369) در كنفرانس‌ سالانه‌ فیدیك‌ كه‌ در نروژ برگزار شد، بحث‌ پیرامون‌قراردادهای‌ Design and Built مطرح‌ گردید و مقرر شد كه‌ فیدیك‌ برای‌ پروژه‌های‌ بزرگ‌ وچندمنظوره‌ به‌ این‌ كار بپردازد و براساس‌ آن‌ تقسیم‌ ریسك‌ بین‌ صاحب‌ كار و پیمانكار صورت‌ بگیرد. دراینجا از واژه‌ صاحب‌كار استفاده‌ می‌شود تا تفاوتی‌ با واژه‌ كارفرما داشته‌ باشد. امروزه‌ در دنیا به‌ جای‌ واژه ‌Client یا كارفرما، از واژه‌ Owner یا Employer استفاده‌ می‌شود. یعنی‌ اگر از واژه‌ كارفرما استفاده‌شود، تمامی‌ توانمندی‌ها در آن‌ نهفته‌ است‌ و احتیاج‌ به‌ مشاور یا پیمانكار وجود ندارد. بنابراین‌ توصیه‌می‌شود كه‌ از این‌ كلمه‌ كمتر استفاده‌ گردد. 

 

علت‌ پیش‌رفتن‌ بازار كار به‌ سوی‌ قراردادهای‌ EPC

اولین‌ دلیل‌ اطمینان‌ كارفرما یا صاحب‌ كار از مبلغ‌ نهایی‌ و زمان‌ قطعی‌ پایان‌ كار است‌. تغییرات‌زمان‌ در پروژه‌هایی‌ كه‌ به‌ روش‌ EPC اجرا می‌شوند بسیار كم‌ است‌ زیرا جریمه‌هایی‌ درنظر گرفته‌ شده ‌برای‌ طرفین‌ در قرارداد زیادند.‌در قراردادهای‌ نوع‌ EPC این‌ جریمه‌ها واقعاً اجرا می‌شوند و طرفین‌ همگی‌ دنبال‌ آن‌ هستند كه‌ آن‌ پنالتی‌ها را پرداخت‌ نكنند. در زمانی‌ كه‌استفاده‌ از سرمایه‌ خصوصی‌ در اجرای‌ فایننس‌ مطرح‌ است‌، قطعاً باید از قراردادهای‌  نوع‌ EPC استفاده‌كرد. یكی‌ از موارد دیگری‌ كه‌ در EPC وجود دارد، جلوگیری‌ از لوث‌ مسئولیت‌ و تقسیم‌ كار است‌. اصولاً در قراردادهای‌ نوع‌ EPC مسئولیت‌ از یك‌ مؤسسه‌ خواسته‌ می‌شود و به‌ عبارت‌ دیگر مسئولیت ‌تكه‌تكه‌ نمی‌شود. در نتیجه‌ مسئولیت‌ در عملكرد، آزمایش‌ و كارایی‌ و تجهیزات‌ به‌ طور كامل‌ برعهده‌پیمانكار است‌.

 

پیش نیازهای لازم برای اجراء پروژه به روش EPC

1- در پروژه های EPC  می بایست در ابتدای کار مطالعات اولیه پروژه و یا Feasibility Study  همراه با طراحی محتوایی (مفهومی ) Conceptual Design  انجام شده باشد . در غیر اینصورت ارائه قیمت در فرصت محدود برگزاری مناقصه میسر نمی شود. بعلاوه مبانی پروژه در مدارک مناقصه نیز باید کاملاً تثبیت گردد. در این روش انجام تمام یا بخشی از مراحل مختلف کارهای مهندسی پروژه ( مقدماتی یا مفهومی ، اولیه یا بنیادی و تفصیلی یا جزییات ) مد نظر  می باشد .

2- توانایی دستگاه اجرایی در تعریف دقیق و کامل پروژه و تفاهم دوجانبه ما بین دستگاه اجرایی و پیمانکار در خصوص محدوده و هدف پروژه

3- توانمندی دستگاه اجرایی از حیث مدیریت پروژه

4- تامین اعتبار مورد نیاز و دسترسی به آن در موعدهای از قبل تعیین شده

5- وجود پیمانکار توانمند که دارای ویژگیهای یک پیمانکار عمومی و یک مشاور ( طراح) بصورت توأم باشد .

6- وجود مشخصات و الزامات فنی استاندارد و تثبیت آن در ابتدای کار.

    امروزه پروژه های EPC  در داخل کشور رشد فزاینده ای داشته و بعلت مزایای اصلی آن یعنی اطمینان از قیمت نهایی و تاریخ قطعی اتمام طرح با استقبال بیشتری مواجه می گردند . نکته حائز اهمیت در مورد انتخاب روش اجرای پروژه ها توجه به فراهم نمودن زیرساخت های لازم برای اجرایی ساختن آنهاست . بنابراین در صورتیکه شرایط پروژه ایجاب نماید روش EPC  یا طرح و ساخت می تواند روش مناسبی برای اجراء باشد ، البته به شرطی که زیرساختهای مورد نیاز جهت تحقق آن در کشور بوجود آمده باشد . در غیراینصورت این روش نیز همانند روش سه عاملی قبلی ( کارفرما ، مشاور و پیمانکار ) که فاقد هرگونه اشکال محتوایی و فنی بود، محکوم به شکست خواهد بود .

    زیرساختهای مورد نیاز جهت موفقیت روش EPC  و سایر روشهای نوین مدیریتی برای اجراء پروژه ها ، در برگیرنده زیرساختهای آموزشی ، مدیریتی ، اقتصادی ، قانونی ، اجتماعی و فرهنگی بوده و فقدان یا ضعف هریک از این عامل ها میتواند موفقیت طرح را با اشکالات جدی مواجه سازد . بنابراین می بایست زمینه آشنایی مدیران و کارشناسان با روش های علمی و نوین مدیریتی فراهم گردیده و پیمانکاران موجود با تقویت توان مهندسی خود قادر باشند تا بدون دخالت سایر مشاورین ،پروژه ها را با کیفیت مطلوب اجراء نمایند .

 

كنترل‌ كیفی‌ و نظارت‌ در قراردادهای‌ EPC

از دهه‌ 1980 به‌ بعد، مبحث‌ TQM یا Total Quality Management  در جهان‌ مطرح‌ گردید و بسیاری‌ از پیمانكاران‌ بزرگ‌ دنیا به‌ آن‌ توجه‌ كردند.

سازمان‌هایی‌ كه‌ می‌توانند پروژه‌هایی‌ را كه‌ به‌ روش‌ EPC اجرا شده‌اند مورد كنترل‌ كیفی‌ قراردهند,  سازمان‌هایی‌ هستند كه‌ بحث‌ TQM را درنظر دارند و به‌ كار می‌برند.

از آنجا كه‌ در این‌ روش‌ كارفرما تنها كنترل‌ محدودی‌ بر پروژه‌ دارد و نباید در كار پیمانكار دخالت‌كند، نظارت‌ كارفرما بر جریان‌ پیشرفت‌ كار و اطمینان‌ از انطباق‌ آن‌ با برنامه‌ زمان‌بندی‌ پروژه‌، كنترل ‌بر كیفیت‌ تعیین‌ شده‌، انجام‌ آزمایش‌های‌ حسن‌ انجام‌ كار، در قراردادهای‌ EPC  توسط نماینده‌ كارفرما انجام می‌گیرد. اصولاً در چنین‌ قراردادهایی‌ نماینده‌ كارفرما وظیفه‌ نظارت‌ و كنترل‌ پروژه‌ را به‌ عهده‌ دارد. در این قسمت‌ به بیان‌ ویژگیهای‌ نماینده‌ كارفرما در قراردادهای‌ EPCپرداخته می‌شود‌. اصولاً نماینده‌ كارفرما كه‌ باید كار تضمین‌ كیفیت‌ را انجام‌ دهد و اختیارات‌ كارفرما را به‌ عهده ‌بگیرد، باید واجد صلاحیت‌ و دارای‌ تخصص‌ لازم‌ در زمینه‌ مسائل‌ مرتبط‌ با طرح‌ و پروژه‌ باشد.بنابراین‌ تنها مهندسان‌ مشاوری‌ می‌توانند این‌ نقش‌ را به‌ عهده‌ بگیرند كه‌از تخصص‌ كافی‌ در زمینه‌ پروژه‌ موردنظر برخوردار باشند تا بتوانند هدایت‌ كار را در دست‌ بگیرند. دراین‌ زمینه‌ فیدیك‌ معتقد است‌ كه‌ علاوه‌ بر مواردی‌ كه‌ مهندسین‌ مشاور در ایران‌ انجام‌ می‌دهند (مانند شناسایی‌ و تدوین‌ فاز 1 و 2 و همچنین‌ نظارت‌ بر ساخت‌) موارد و مأموریت‌های‌ دیگری‌ نیز برعهده‌ این‌گروه‌ گذاشته‌ شده‌ است‌. در پیش‌نویس‌ آیین‌نامه‌ جدیدی‌ كه ‌از سازمان‌ برنامه‌ریزی‌ و مدیریت‌كشور برای‌ هیأت دولت‌ فرستاده شد,‌ این‌ موارد نیز پیش‌بینی‌ گردید. مواردی‌ مانند نظارت‌ بر ساخت‌,  مدیریت‌ پروژه‌، مدیریت‌ كیفیت‌، مدیریت‌ ساخت‌، مدیریت‌ هزینه‌، بررسی‌ و ارجاع‌ كار،  فسخ‌ قرارداد، خدمات‌ حقوقی‌، آموزش‌ فنی‌، تحلیل‌ مدیریت‌ ریسك‌، بررسی‌ مقادیر مهندسی‌ ارزش‌ و  نظایر آن‌ در این‌ زمینه‌ بخشی‌ از وظایف‌ مهندس‌ مشاور درنظر گرفته‌ شده‌ است‌.

 

ویژگیهای EPC

1- پیمانکار دارای آزادی عمل بیشتری در زمینه انتخاب تجهیزات و تکنیک های اجرایی بوده و همچنین وابستگی خاصی به فعالیتهای دیگران و پیروی از برنامه زمان بندی آنها ندارد .

2- سرعت در این پروژه ها بیشتر بوده و با انجام سریع کار ، پرداختهای مورد انتظار نیر بموقع می بایست انجام گردد .

3- چنانچه پیمانکار از تجهیزات ارزانتر و سطح پایین استفاده نموده و در نتیجه کیفیت کار پائین بیاید ، ریسک عدم دریافت آخرین پرداخت را متقبل گردیده و بعلاوه ریسک عدم گرفتن کارهای بعدی کارفرما را نیز پذیرا خواهد بود .

4- زمان دراین نوع قراردادها از اهمیت خاصی برخوردار است و باید طبق تعهدات ، طرفین بدان متعهد باشند. بنابراین در هر مرحله از پروژه فقط می بایست موارد مهم و اساسی مورد بحث قرار گرفته تا تاخیری در روند اجرای پروژه پیش نیاید . در حقیقت اطمینان از تاریخ اتمام پروژه بسیار بالا است ( بدلیل تعیین جریمه برای هر یک از طرفین در صورت نقض تعهدات).

5- کارفرما و مشاورین وی می بایست به مهارت و تجارب پیمانکار اعتماد نمایند و در نتیجه به غیر از مواردی که پیمانکار از وظایف خود بصورت اساسی و کلی عدول میکند، لازم نیست در کار پیمانکار دخالت نموده و یا پیشنهادات را با تاخیر طولانی مورد بررسی قرار دهند .

6- مرحله طراحی تقضیلی اهمیت خاصی داشته و کارفرما و مشاورین وی میباید اطمینان یابند که پیمانکار از مشخصات عدول ننموده و استانداردهای پروژه را پائین نیاورده است .

7- توافقات مالی و نحوه پرداخت تاثیر بسزایی در قرارداد دارد، لذا می بایست بصورت شفاف و مشخص در قرارداد تعیین شده و بر طبق آن نیز عمل گردد . چنانچه کارفرما در ابتدای امر از خواسته های خود آگاهی کامل داشته باشد یک قرارداد بصورت قیمت یک قلم ( Lump Sum)  بهترین گزینه محسوب میگردد . در این حالت پیمانکار می بایست از بنیه مالی مناسبی برخوردار باشد .

8- در خصوص راه اندازی پروژه چنانچه کارفرما خواسته ها و الزاماتی داشته باشد میبایست در قرارداد بدان اشاره گردد .

9- کارفرما و مشاورین وی بیشترین فعالیت را در فرآیند مناقصه و نظارت عالیه در طول اجراء طرح خواهند داشت . بعنوان یک قانون کلی هر عیب و نقصی که در محدوده تعریف شده کار حادث شود مسئولیت پیمانکار خواهد بود و ریسک و مسئولیت اجرایی از کارفرما به پیمانکار منتقل میشود .

10- امکان کاهش هزینه های پروژه بعلت فراهم ساختن امکان طراحی و اجرای اقتصادی وجود دارد . نکته حائز اهمیت در این مورد منافع اقتصادی حاصله بوده که می بایست بین کارفرما و پیمانکار بنحو عادلانه تقسیم گردد . بعبارت دیگر این اطمینان برای کارفرما حاصل میشود که هزینه های نهایی پروژه از مبلغ توافق شده تجاوز نمی کند . ( تغییرات بندرت ممکن است بوجود آید).

11- مرحله مناقصه اهمیت بسیار زیادی داشته و در این مرحله کارفرما می بایست نیرو ، هزینه و منابع کافی را به منظور اطمینان از قابلیت های پیمانکار و کیفیت طرحهای پیشنهادی آنها صرف نماید . از سوی دیگر پیمانکار نیز باید وقت و انرژی زیادی برای تهیه پیشنهاد با اطمینان از قابل اجراء بودن و سودآوری آن مصروف دارد . بهتر است هزینه های صرف شده پیمانکار برای آماده کردن مدارک جهت شرکت در مناقصه ( هزینه های طراحی ) بعنوان بخشی از هزینه های طرح دیده شود .

12- در کشور ما فقدان پیمانکارانی که بتوانند در این روش کار کنند از جمله مشکلات اساسی محسوب می گردد . شرکتهایی که در عین برخورداری از توان مالی مناسب در سه زمینه متفاوت مهندسی ( E ) ، تدارکات ( P ) ، و اجراء (C)  دارای تجربه کافی باشند انگشت شمار هستند . اصولا سود این نوع پروژه ها به تجربه و توانمندی در حیطه سه مورد فوق و ریسک پذیری بالا مربوط می گردد که شرکتهای داخلی فاقد آنها میباشند.

13- استفاده از تأمین منابع مالی بصورت فاینانس در این روش با سهولت بیشتری انجام میشود .

14- خریدهای خارجی را میتوان بصورت یکپارچه انجام داد .

15- ارتقاء قابلیت های ساخت و نوآوری در داخل کشور امکان پذیر می گردد .

16- کارفرما بدلیل نیاز به کنترل کمتر در این روش میتواند به فعالیتهای اصلی خود پرداخته و کمترین نیروی پرسنلی ستادی در سیستم خود نیاز خواهد داشت

نظرات() 

در این پست ، مقاله ای بسیار جالب و تامل برانگیز در مورد خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به بدن انسان آسیب می رساند ، ارائه می کنیم .

همانطور که می دانیم بدن انسان بطور روزانه مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی دریافت می کند . موبایل ، کامپیوتر ، آنتنهای مختلف کوتاه و بلند ، BTS ها ، دکل های مختلف حامل الکتریسیته مثل دکل های انتقال و توزیع برق و هزاران تولید کننده و انتشار دهنده امواج الکترومغناطیس ما را در معرض خطرات بسیاری قرار می دهد که به تدریج مرگبار خواهد بود .

به عبارت دیگر انسان منبعی است که با امواج الکترومغناطیسی شارژ می شود بدون آنکه بفهمد !!!

این یکی از دلایل شایع ابتلای انسان به انواع سرطانهاست . حال باید چگونه خودمان را از این امواج مصون بداریم !؟

با خواندن این مقاله جالب ، به این سوال پاسخ می دهیم .

دانلود

نظرات() 
نظرات() 

پنجشنبه 14 شهریور 1392

کاربردهای نیروگاهی انرژی خورشیدی

نویسنده: مرتضی قندی   

ادامه مطلب را ببیند

ادامه مطلب

نظرات() 

چگونه یک سلول خورشیدی انرژی نور را به برق تولید می کند ؟


قبل از همه بگویم که سلول های خورشیدی را با یک نام دیگر یعنی فتوولتاییک ( photovoltaic ) نیز میشناسند که فتو به معنی نور و ولتاییک به معنی الکتریسیته می باشد .همه این سلول ها در خود یک یا چند میدان الکتریکی دارند که باعث ایجاد ولتاژ می شوند .

در یک کریستال ، پیوندها ( بین اتم های سیلیکون) از الکترون تشکیل شده اند که بین تمام اتم های کریستال تقسیم شدند . وقتی نور به سطح کریستال می تابد جذب می شود . این نور باعث تحریک یکی از الکترونها در یکی از اتمها می شود و آن را به سطوح بالاتر انرژی ( دوستانی که درس فیزیک الکترونیک را پاس کرده اند کاملا متوجه عرائض بنده می شوند ) هدایت می کند . این الکترون با این انرژی و با استفاده از میدان الکتریکی موجود ، در یک مسیر مشخص و با آزادی بیشتر نسبت به حالت قبلی که در بند بود حرکت می کند و حرکت آزادانه الکترون به معنی ایجاد جریان می باشد .  با وصل کردن سیم مسی به بالا و پایین این سلول خورشیدی می توان جریان تولید شده را به تسخیر در آورد .

 

پنل خورشیدی چگونه کار می کند ؟

چگونگی تبدیل نور به برق

 

این جریان به همراه ولتاژ حاصل از میدان الکتریکی ، توان الکتریکی را تشکیل می دهند . این همان توانی است که مشخصه یک سلول خورشیدی می باشد یعنی فرضا می گویند این سلول ۵ وات هست .

معمولا سلول هایی که ۱۲ ولتی هستند بین ۱۶ تا ۲۰ ولت خروجی می دهند که برای رگوله کردن این ولتاژ از کنترل کننده شارژ استفاده می کنند . کار این کنترل کننده دقیقا مثل رگولاتورهای ولتاژ می باشد . از خروجی این کنترل کننده اگر مدار DC باشد مستقیما به آن می رود اما اگر مصرف کننده AC باشد باید ولتاژ خروجی کنترل کننده را ابتدا به باتری های قابل شارژ داد ( برای استفاده در زمانی که خورشید نیست ) سپس به یک مدار اینورتور که وظیفه اش تبدیل سیگنا DC به AC می باشد .

 

کنترل کننده سولار شارژ باتری

نمونه ای از کنترل کننده سولار شارژ باتری

 

 

نحوه تبدیل انرژی خورشیدی به برق

نظرات() 

نمودار یک نیروگاه حرارتی با سوخت زغال سنگ


l1-برج خنک کننده                                  10- دریچهٔ کنترل بخار               19- سوپرهیتر

2-پمپآب سرد                                       11- توربین بخار فشار بالا           20-پمپ هوا

3-خطوط انتقال سه فاز                            12- دگازور                            21-پس گرم کن

4- ترانسفورماتور افزایش ولتاژ                13- گرم‌کننده آب                    22-سوپاپ هوای احتراق

5- ژنراتور الکتریکی                            14- حمل‌کننده زغال سنگ        23-پیش گرمکن مقدماتی

6- توربین بخار کم فشار                        15- قیف زغال‌سنگ                 24-پیش گرمکن هوا

7- پمپ آب بویلر                                 16- پودرساز زغال سنگ           25-ته نشین کننده الکترو استاتیکی

8- تقطیر کننده سطحی                          17- سیلندر دود بویلر                 26-پمپ هوا

9- توربین بخار فشار متوسط                 18- قیف خاکستر                       27-دودکش

نظرات() 

پنجشنبه 14 شهریور 1392

حفاظت کاتدی (کاتودیک)

نویسنده: مرتضی قندی   

به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب

نظرات() 

پنجشنبه 14 شهریور 1392

سافت استارتر

نویسنده: مرتضی قندی   

به ادامه مطلب رجوع کنید

ادامه مطلب

نظرات() 

پنجشنبه 14 شهریور 1392

PIR

نویسنده: مرتضی قندی   

در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نظرات() 

پنجشنبه 14 شهریور 1392

هشتصد سوال و جواب(بهره برداری)

نویسنده: مرتضی قندی   

نظرات() 

پنجشنبه 14 شهریور 1392

خلاصه ای از ترانس جریانCurrent Transformer (C.T)

نویسنده: مرتضی قندی   

نظرات() 

پنجشنبه 14 شهریور 1392

چکیده ای از تست های روتین ترانس جریان

نویسنده: مرتضی قندی   

نظرات() 
نظرات() 

پنجشنبه 14 شهریور 1392

سیستم توزیع برق مترو

نویسنده: مرتضی قندی   

نظرات() 

پنجشنبه 14 شهریور 1392

HVDC

نویسنده: مرتضی قندی   

اریخچه

اولین روش برای انتقال انرژی الکتریکی با جریان مستقیم توسط یک مهندس سویسی با نام رن تیوری (Rene Thury) ارایه شد. در این سیستم با سری کردن ژنراتورها و در نتیجه جمع جبری ولتاژهای تولیدی ولتاژ افزایش می‌یافت. هر ژنراتور در جریان ثابت می‌توانست انرژی الکتریکی تا ولتاژ ۵۰۰۰ ولت تولید کنند. بعضی از ژنراتورها دارای دو ردیف کلکتور بودند تا ولتاژ وارده بر روی هر کلکتور را کاهش دهند. این سیستم در سال ۱۸۸۹ در ایتالیا به وسیله شرکت Acquedotto de Ferrari-Galliera مورد استفاده قرار گرفت. در این خط انتقال توانی برابر ۶۳۰ کیلووات با ولتاژ ۱۴ کیلوولت تا مسافت ۱۲۰کیلومتر منتقل می‌شد. سیستم Moutiers-Lyon با همان مکانیزم به وسیله هشت ژنراتور متصل شده با دو ردیف کلکتور می‌توانست ولتاژ را تا ۱۵۰ کیلوولت افزایش دهد. این سیستم از سال ۱۹۰۶ تا ۱۹۳۶ مورد استفاده قرار گرفت. دیگر سیستم‌های از این دست نیز تا دهه ۱۹۳۰ مورد استفاده قرار می‌گرفتند. عیب این سیستم‌ها در این بود که ماشین‌های گردان (مولدها و مبدل‌های گردان) به تعمیر و نگهداری زیادی نیاز داشتند و در ضمن تلفات در این ماشین‌ها زیاد بود. استفاده از ماشین‌های مشابه دیگر نیز تا اواسط قرن بیستم ادامه داشت, ولی با موفقیت کمی همراه بود.

یکی از روش‌هایی که برای کاهش ولتاژ مستقیم گرفته شده از خطوط انتقال مورد آزمایش قرار گرفت, استفاده از ولتاژ برای شارژ کردن باتری‌های سری بود. پس از شارژ شدن باتری‌ها در حالت سری آن‌ها را در حالت موازی به هم اتصال می‌دادند و از آنها برای تغذیه بارها استفاده می‌کردند. با این حال از این روش فقط در دو طرح انتقال استفاده شد چراکه این روش به دلیل محدودیت ظرفیت باتری‌ها, مشکلات مربوط به تغییر وضعیت باتری‌ها از سری به موازی و پسماند انرژی در هر سیکل شارژ و دشارژ در باتری‌ها اصلاً اقتصادی نبود.

در طول سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ رفته رفته امکان استفاده از شبکه‌های کنترل شده به وسیله لامپ‌های قوس جیوه فراهم آمد. در ۱۹۴۱ در یک شبکه ۶۰ مگاوات به طول ۱۱۵ کیلومتر از لامپ‌های جیوه استفاده شد. این شبکه که یک شبکه کابلی برای تغذیه شهر برلین بود هرگز به بهره‌برداری نرسید چراکه در ۱۹۴۵ با فروپاشی آلمان فاشیستی طرح نیمه‌کاره رها شد. توجیه استفاده از خطوط زیرزمینی دیده نشدن آنها در حملات هوایی بود. با پایان یافتن جنگ جهانی دوم این طرح توجیه نظامی خود را از دست داد, تجهیزات و تأسیسات طرح نیز به شوروی برده شد و در آنجا مورد استفاده قرار گرفت.

مزایا :

بزرگ‌ترین مزیت سیستم جریان مستقیم, امکان انتقال مقدار زیادی انرژی در مسافت‌های زیاد است و با تلفات کمتر (در مقیسه با روش انتقال DC) است. بدین ترتیب امکان استفاده از منابع و نیروگاه‌های دور افتاده مخصوصا در سرزمین‌های پهناور به وجود می‌آید.

برخی از شرایطی که استفاده از سیستم HVDC به‌صرفه‌تر از انتقال AC است عبارت‌اند از:

کابل‌های زیرآبی, به ویژه زمانی که به علت بالا بودن میزان توان خازنی(capacitance), تلفات در سیستم AC بیش از حد زیاد می‌شود.(برای مثال شبکه کابلی دریای بالتیک به طول ۲۵۰ کیلومتر بین آلمان و سوئد)

انتقال در مسافت‌های طولانی و در مکان‌های بن‌بست به طوری که در یک مسیر طولانی شبکه فاقد هیچگونه اتصال به مصرف کننده‌ها یا دیگر تولید کننده‌ها باشد.

افزایش ظرفیت شبکه‌ای که به علت برخی ملاحظات امکان افزایش سیم در آن پر هزینه یا غیر ممکن است.

اتصال دو شبکه AC ناهماهنگ که در حالت AC امکان برقراری اتصال در آنها وجود ندارد.

کاهش دادن سطح مقطع سیم مصرفی و همچنین دیگر تجهیزات لازم برای برپاکردن یک شبکه انتقال در یک توان مشخص.

اتصال نیروگاه‌های دور افتاره مانند سدها به شبکه الکتریکی.

خطوط طولانی زیرآبی دارای ظزفیت خازنی زیادی هستند. در سیستم DC این ظرفیت خازنی تأثیر کمی بر روی عملکرد شبکه دارد اما از انجایی که در مدارهای AC, خازن در مدار تقریباً به صورت یک مقاومت عمل می‌کند ظرفیت خازنی در خطوط زیرآبی موجب ایجادشدن تلفات اضافی در مدار می‌شود و این استفاده از جریان DC را رد خطوط زیر آبی به صرفه می‌کند.

در حالت کلی نیز جریان DC قادر به جابجایی توان بیشتری نسبت به جریان AC است چراکه ولتاژ ثابت در DC از ولتاژ پیک در AC کمتر است و بدین ترتیب نیاز به استفاده از عایق‌بندی کمتر و همچنین فاصله کمتر در بین هادی‌ها است که این عمر موجب سبک شدن هادی و کابل و همچنین امکان استفاده از هادی‌های بیشتر در یک محیط مشخص می‌شود و همچنین هزینه انتقال به صورت DC کاهش می‌یابد.

افزایش ثبات شبکه :

از آنجایی که سیستم HVDC به دو شبکه ناهماهنگ AC امکان می‌دهد تا بهم اتصال یابند, این سیستم می‌تواند موجب افزایش ثبات در شبکه شود و از ایجاد پدیده‌ای به نام «آبشار خطاها» (Cascading failure) جلوگیری کند. این پدیده زمانی به وجود می‌آید که به علت بروز خطا در قسمتی از شبکه کل یا قسمتی از بار این بخش به بخش دیگری انتقال داده می‌شود و این بار اضافه موجب ایجاد خطا در قسمت دیگر شده و یا این بخش را در خطر قرار می‌دهد که به این ترتیب بار این بخش هم به قسمت دیگری انتقال داده می‌شود و این حالت ادامه پیدا می‌کند. مزیت شبکه HVDC دراین است که تغییرات در بار که موجب ناهماهنگی در شبکه‌های AC می‌شود تأثیرات مشابهی را بروی شبکه HVDC نمی‌گذارد, چراکه توان و مسیر جاری شدن آن در سیستم HVDC قابل کنترل است و در صورت نیاز قابلیت کنترل اضافه بار در شبکه AC را دارد. این یکی از دلایل مهم تمایل برای ساخت این گونه شبکه‌هاست.

معایب :

مهم‌ترین عیب این سیستم گران بودن مبدل‌ها و همچنین محدودیت آنها در مقابل اضافه بارها است همچنین در خطوط کوتاه تلفات به وجود آمده در مبدل‌ها از یک شبکه AC با همان طول بیشتر است, بنابر این این سیستم در مسافت‌های کوتاه کاربردی ندارد و یا ممکن است صرفه جویی به وجود آمده در تلفات نتواند هزینه بالای نصب مبدل‌ها را جبران کند. در مقایسه با سیستم‌های AC, کنترل این سیستم در قسمت‌هایی که شبکه دارای اتصالات زیادی است خیلی پیچیده‌است. کنترل توان جاری در یک شبکه پر اتصال DC نیازمند ارتباط قوی بین تمامی اتصال‌هاست چراکه هنواره باید توان جاری در شبکه کنترل شود.

هزینه های مربوط به انتقال DC

شرکت‌های بزرگ ایجاد کننده این گونه خطوط مانند ABB یا Siemens هزینه مشخصی از اجرای طرح‌های مشابه در مناطق مختلف اعلام نکرده‌اند چراکه این هزینه بیشتر یک توافق بین طرفین است. از طرف دیگر هزینه اجرای این گونه طرح‌ها به طور گسترده‌ای به خصوصیات پروژه مانند: میزان توان شبکه, طول خطوط, نوع شبکه(هوایی یا زیر زمینی), قیمت زمین در منطقه مورد بحث و... بستگی دارد.

با این حال برخی از شاغلین در این زمینه در این زمینه اطلاعاتی را بروز داده‌اند که می‌تواند قابل اعتماد باشد. برای خط انتقال ۸ مگاواتی کانال انگلستان(English Channel) با طول تقریبی ۴۰ کیلومتر, هزینه مربوط به قرار داد اولیه به تقریباُ به صورت زیر است: (جدای از هزینه‌های مربوط به عملیات آماده سازی ساحل, هزینه‌های مربوط به مالکیت زمین‌ها, هزینه بیمه مهندسین و...)

پست‌های مبدل, باهزینه تقریبی ۱۱۰ میلیون پند

کابل زیرآبی+ نصب, با هزینه تقریبی ۱ میلیون پند به ازای هر کیلومتر

بنابراین برای احداث شبکه انتقال ۸ گیگاواتی در چهار خط, هزینه‌ای تقریبی برابر ۷۵۰ میلیون پند نیاز است که باید دیگر هزینه‌های مرتبط با ساخت و بهره‌برداری خط به ارزش ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون پند را هم به آن اضافه کرد.

اتصالات AC

خطوط انتقال AC تنها می‌توانند به خطوط AC که دارای فرکانس برابر و تطابق زمانی یا فازی هستند متصل شوند. خیلی از شبکه‌هایی که به ایجاد اتصال تمایل دارند (مخصوصا شبکه‌های متعلق به دو کشور متفاوت) دارای شبکه‌های ناهماهنگ هستند. شبکه سراسری انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی با فرکانس ۵۰ هرتز کار می‌کنند اما هماهنگ نیستند یا برای مثال در کشوری مثل ژاپن شبکه‌ها ۵۰ یا ۶۰ هرتز هستند. در سراسر جهان مثال‌های زیادی از این دست وجود دارد. در این حالت اتصال شبکه‌ها به صورت AC غیرممکن یا پرهزینه است, اما در سیستم HVDC امکان ایجاد اتصال بین شبکه‌های این چنینی وجود دارد.

این امکان وجود دارد که ژنراتورهای وصل شده به یک شبکه انتقال بلند AC دچار بی‌ثباتی شده و موجب اختلال در هماهنگی شبکه شوند. سیستم HVDC استفاده از ژنراتورهای نصب شده در مناطق دورافتاده را عملی می‌کند. ژنراتورهای بادی مستقر در مناطق دور افتاده با استفاده از این سیستم می‌توانند بدون اینکه خطر ایجاد ناهماهنگی در شبکه به وجود آورند به شبکه اتصال یابند.

به طورکلی گرچه HVDC امکان اتصال دو شبکه متفاوت AC را فراهم می‌کند اما هزینه ماشین‌آلات و تجهیزات مبدل از AC به DC و برعکس واقعاً قابل توجه است, بنابراین استفاده از این سیستم بیشتر در شبکه‌هایی که توجیه اقتصادی داشته باشد انجام می‌گیرد(مسافت دارای توجیه پذیری اقتصادی در سیستم HVDC برای خطوط زیر آبی در حدود ۵۰ کیلومتر و برای شبکه‌های هوایی بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ کیلومتر است).

مبدل ها :

در گذشته مبدل‌های HVDC از یکسوکننده‌های قوس جیوه که غیر قابل اطمینان بودند, برای انجام یکسوسازی استفاده می‌کردند و هنوز هم استفاده از این یکسوسازها در برخی مبدل‌های قدیمی ادامه دارد. از درگاه‌های تیریستوری اولین بار در دهه ۱۹۶۰ برای یکسو سازی استفاده شد. تریستور نوعی قطعه نیمه‌هادی شبیه دیود است, با این تفاوت که دارای یک پایه اضافی برای کنترل جریان عبوری است. امروزه از IGBT که نوعی تریستور است نیز برای یکسو سازی استفاده می‌شود. این قطعه دارای قابلیت‌های بهتری از تریستورهای عادی است و کنترل آن اسانتر است که قابلیت‌ها موجب کاهش یافت قیمت تمام شده یک درگاه می‌شود.

از انجایی که ولتاژ استفاده شده در سیستم HVDC در بسیاری موارد از ولتاژ شکست انواع نیمه‌هادی‌ها بیشتر است, برای ساخت مبدل‌های HVDC از تعداد زیادی قطعات نیمه هادی به صورت سری استفاده می‌کنند.

سیستم کنترل ولتاژ که با ولتاژ نسبتاً پایینی کار می‌کند و وظیفه انتقال دستورات قطع یا وصل را به دیگر اجزا دارد باید به طور کامل از قسمت ولتاژ بالا جدا شود. این کار عموماً با استفاده از سیستم‌های نوری انجام می‌پزیرد. در یک سیستم کنترل مرکب, قسمت کنترل برای انتقال دستورات از پالس‌های نوری استفاده می‌کند. عمل حمل این پالس‌ها به وسیله فیبرهای نوری انجام می‌گیرد.

عنصر کاملاً کنترل شده را بدون توجه به اجزای تشکیل دهنده, «درگاه» (valve) می‌ناند.

در سیستم HVDC تیدیل از AC به DC و بر عکس تقریباً با تجهیزات مشابهی انجام می‌شود و در بسیاری پست‌های تبدیل, تجهیزات طوری نصب می‌شوند که بتوانند هر دو نقش را داشته باشند. قبل از وصل جریان AC به تجهیزات یکسوسازی ورودی مبدل از تعدادی ترانسفورماتور (ترانسفورماتور سربه‌سر)عبور می‌کند و سپس خروجی آنها به درگاه‌های یکسوسازی وارد می‌شود. دلیل استفاده از این ترانسفورماتورها ایزوله کردن پست تبدیل از شبکه AC و به وجود آوردن زمین (Earthing) داخلی است. در پست تبدیل وظیفه اصلی بر عهده درگاه‌هاست. در ساده‌ترین حالت یک یکسوساز از شش درگاه تشکیل شده است که دو به دو به فازهای AC متصل شده‌اند. ساختمان یکسو ساز به صورتی است که هر درگاه در هر سیکل تنها در طول 60 درجه هادی است و به این صورت وظیفه انتقال توان در هر سیکل 360 درجه‌ای به طور مساوی بین شش درگاه‌ تقسیم می‌شود. با افزایش درگاه‌ها تا 12 عدد می‌توان یکسوساز را طوری طراحی کرد که هر 30 درجه درگاه‌ها عوض شوند و بدین ترتیب ظرفیت یکسوسازی هر درگاه افزایش می‌یابد و هارمونیک‌های تولیدی یکسوساز به شدت کاهش می‌یابند.

نظرات() 

پنجشنبه 14 شهریور 1392

جزوه ماشین های الکتریکی

نویسنده: مرتضی قندی   

نظرات() 
نظرات() 

پنجشنبه 14 شهریور 1392

مایکروویو

نویسنده: مرتضی قندی   

نظرات() 
نظرات() 
نظرات() 
نظرات() 

آشنایی با انواع فیوز ها و نحوه حفاظت از مدارهای الكتریكی
آشنایی با انواع فیوز ها و نحوه حفاظت از مدارهای الكتریكی

فیوز چیست؟


فیوز معمولا از یك تیوب سرامیكی تشكیل شده كه آلیاژی از جنس نقره یا مس از وسط آن عبور می كند و اطراف آن با كوارتز یا سیلیس پر می شود ،المان مركزی فیوز به گونه ای طراحی شده است كه اجازه عبور جریانهای مجاز را می دهد و به این ترتیب فیوز از عبور جریانهای اضافی و خطا جلوگیری می كند.

اتصال كوتاه چیست؟

اتصال كوتاه خطایی است در یك وسیله الكتریكی كه در آن بار الكتریكی اجازه می یابد تا بین یك فاز و زمین الكتریكی یا بین دو فاز جریان یابد. به عبارت غیر فنی تر، یك اتصال كوتاه هنگامی رخ میدهد كه جریان الكتریسیته از یك مدار در جهتی ناخواسته، عموما به دلیل یك اتصالی در جایی كه كسی انتظار ندارد، عبور كند.
ساده ترین راه برای ایجاد یك اتصال كوتاه متصل كردن سرهای مثبت و منفی یك باتری توسط یك هادی كم مقاومت، مانند سیم، است. مقاومت كم موجب جریان زیاد می شود كه منجر به خروج انرژی زیادی از باتری در مدت كوتاه میشود.

مفهوم بار اضافی به چه معنا می باشد؟

مقدار جریان عبوری از مدار را اصطلاحا بار می نامند،گاهی به هنگام استفاده بیش از حد مصرف كننده ها ،راه اندازی الكترو موتورها تحت فشار و یا عدم تعادل در شبكه در مدار الكتریكی بار اضافی بیش از حد مجاز به وجود می آید كه باید از عبور آن جلوگیری شود چرا كه باعث صدمه به تجهیزات می گردد.

یوزها از نقطه نظر كاربرد و تكتولوژی ساخت به گونه های متعددی تقسیم می شوند

تقسیم بندی فیوزها از نقطه نظر كاربرد

فیوزهای ساختمانی و سیستم های روشنایی

فیوزهای ساختمانی معمولا از نظر ولتاژ با ولتاژ برق شهری یكسان بوده و از آنها برای محافظت از تجهیزات ساختمانی و روشنایی استفاده می شود نمونه ساده این فیوزها موسوم به فیوز فشنگی در پایین كنتور برق نصب می شود.

فیوزهای صنعتی و نیروگاهی

با توجه به تنوع فعالیتهای صنعتی این فیوزها دارای تنوع بسیاری هستند یك نمونه از این فیوز كه معمولا به شكل مكعب مستطیل با دو قسمت فلزی كارد مانند كه از دو سار آن خارج شده ،می باشد كه به آن فیوز كاردی می گویند ولتاژ این فیوزها بسته به تجهیزاتی كه از آنها حفظت می كنند بین 500 تا 1200 ولت و با شدت جریانهای مختلف می باشد.
البته نوعی خاص از فیوز وجود دارد كه مخصوص حفاظت از تجهیزات ÷ستهای برق و نیروگاهی می باشد،كه به انها فیوزهای HV یا های ولتاژ می گویند این فیوزها قابلیت كار با ولتاژهای بسیار بالا گاها تا 36000 ولت را نیز دارا می باشند.

فیوزهای الكترونیك صنعتی

درواقع این فیوزها محافظت از وسایلی نظیر كنترل درایوهای برق مستقیم ،یو پی اس ها و اینورتر ها و سایر تجهیزاتی كه به نوعی با عناصر نیمه رسانای الكتریكی semiconductors سرو كار دارند ،را به عهده دارند و از آنجا كه این عناصر ظرفیت حرارتی پایین داشته و فوق العاده نسبت به افزایش جریان حساس هستند بنابراین باید با فیوزهای خاصی موسوم به فیوزهای تند سوز حفاظت شوند.

نظرات() 

تعیین سطح مقطع براساس جریان (کابل ها غیردفنی )
درابتداباید ضرایب تصحیح مربوط به دما وهمجواری رابدست آوریم.انتخاب ضریب تصحیح دما باتوجه به نوع عایق کابل و دمای مربوطه انجام می پذیرد.درصورتی که دما غیراز30 درجه باشد.ضرایب تصحیح زیر باید اعمال گردد به عنوان نمونه ضریب تصحیح برای پی وی سی بادمای 50 درجه سانتی گراد 0.71 بدست می آید.

ضریب تصحیح

نظرات() 

تاثیرهارمونیک های جریان درسیستمهای سه فاز

اگرهادی نول ،بدون آنکه کاهشی درجریان یکی ازفازها رخ داده باشد حامل جریان گردد ،باید جریان آن رادرتعیین جریان مجاز کابل درنظرگرفت.جریان هارمونیکی فازها ،برخلاف جریان هارمونیک اول ممکن است وقتی به نقطه نول می رسندخنثی نشوند.که بدترین نوع آن برای هارمونیک سوم رخ می دهد.
برای تاثیر هاررمونیک سوم در محاسبات ازجدول می توانید استفاده نمایید ،البته به این نکته باید توجه کرد ،اگرهارمونیک های دیگری مثل نهم و دوازدهم وجود داشته باشد یا مداردچارعدم تعادل نیز باشد دیگرضرایب تصحیح این جدول پاسخگو نمی باشد.

تاثیر هارمونیکها

نظرات() 

جهش های پیوسته ولتاژ معمولا عمر تجهیزات را کاهش می دهد
در لامپهای رشته ای افزایش 5 درصد ولتاژ باعث کاهش عمر لامپ به مقدار نصف می شود.
در موتورهای آسنکرون کاهش ولتاژ باعث افزایش میزان مصرف میگردد و کاهش ولتاژ بیش از حد مشخص شده توسط سازنده موتور غالبا منجر به افزایش بار موتورهای آسنکرون می شود.

نظرات() 

http://www.picpars.com/downloads/file/139/

نظرات() 

http://www.picpars.com/downloads/file/149/

نظرات() 

نویسندگان

لینکستان

نظرسنجی

    نظر شما درباره مطالب وبلاگ چیست؟





معرفی صفحه به دوستان

* نام شما

ایمیل شما *

ایمیل دوست شما *

ایمیل دوست دیگر شما


Up Page



ماشین حساب آنلاین مدارات LED
ولتاژ منبع

ولتاژ دیود

جریان دیود (میلی آمپر)

تعداد LED

فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :
Powered By :hamedmax73
نام کاربری :
کلمه عبور :
Powered By :hamedmax73
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :